عباس اقبال آشتيانى

119

تاريخ مغول ( از حمله چنگيز تا تشكيل دولت تيمورى ) ( فارسى )

فتح تفليس در هشتم ربيع الاول 623 - در موقعى كه جلال الدّين در تبريز بود گرجيها براى تلافى شكستى كه ديده بودند قواى جديدى از طوايف لان و لزگى و قبچاق جمع آورده به دستبرد به قشون جلال الدّين و اراضى كه تسخير كرده بود مشغول شدند ، جلال الدّين با لشكريانى فراوان بر ايشان تاخت و حكم داد كه عموم آن جماعت را از دم شمشير بگذرانند و بر احدى رحم نياورند . مسلمين نيز چنين كردند و كشتار - كنان به طرف تفليس پايتخت گرجستان و مقر ملكه روسودان پيش تاختند . ملكه چون تاب مقاومت نداشت از تفليس بيرون رفت و دفاع آن شهر را بعهدهء ممنا « 1 » و بوتزو « 2 » دو نفر از سرداران خود محول نمود . جلال الدّين تفليس را در تاريخ 8 ربيع الاول سال 623 گرفت و آن شهر بزرگ پرجمعيت را قتل عام نمود و بر كسى جز كسانى كه قبول اسلام كردند ابقا نكرد ، لشكريان جلال الدّين زنان و اطفال را به بردگى فروختند و مردان را كشتند و دامنهء قتل و غارت را به تمام شهرهاى عيسوى جنوب تفليس توسعه دادند و بقدرى در اين كار پافشارى كردند كه از مغول عقب نماندند . عيسويان قتل عام تفليس را بتسخير و قتل عام اورشليم بدست تيتوس امپراطور روم تشبيه كرده و آن را يكى از بزرگترين ضرباتى ميدانند كه در قفقازيه به دين مسيح وارد آمده ، بر خلاف ايشان مسلمين كه از سال تسخير تفليس بدست گرجيان يعنى از سال 515 تا اين تاريخ پيوسته از آن طايفه آزار مىديدند از اين فتح بىنهايت شاد شده نام جلال الدّين را در رديف اسم سلطان محمود سبكتكين و ساير غازيان بتعظيم تمام مىبردند و ظهور او را براى دفاع اسلام از مواهب الهى مىشمردند . در موقعى كه جلال الدين در گرجستان مشغول تعقيب گرجيان بود خبر رسيد كه براق حاجب در كرمان سر بعصيان برداشته و دورى سلطان را براى استيلاى بر عراق موقعى مناسب دانسته است بعلاوه بمغول پيغام فرستاده و ايشان را از كثرت عساكر جلال الدّين و قوت گرفتن او ترسانده است . سلطان كه عزم ارمنستان و گرفتن قلعهء خلاط ( اخلاط ) را داشت وزير خود شرف الملك را در تفليس گذاشت و با سيصد سوار هفده روزه خود را از تفليس بكرمان رساند . براق چون رسيدن ناگهانى سلطان را شنيد از در عذرخواهى درآمد و سلطان او را بخشيده به حكومت كرمان باقى گذاشت

--> ( 1 ) - Memna ( 2 ) - Botzo